تبليغاتX
خاطرات به یاد ماندنی

شنبه بیست و یکم آذر 1388

دست به دامان توام یاعلی

نوشته شده توسط یوسف در 13:42 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه چهارم آبان 1388

مدرسه ای که باید از نو شناخت

معروف به: مدرسه سلطاني، مدرسه مادرشاه، مدرسه امام جعفرصادق(ع)

موقعيت: خيابان چهارباغ عباسي

سال تاسيس: 1116 هجري (دوره شاه سلطان حسين صفوي)

آخرين بناي با شكوه عهد صفويه است كه براي تدريس و تعليم طلاب علوم ديني ساخته شده است.

درختهاي چنار كهنسال و نهر آبي كه در آن جريان دارد بر زيبايي تزئينات نفيس كاشيكاري اين بنا افزوده است.

قسمتهاي ديدني مدرسه عبارت است از:

معماري و طرح زيباي كاشيكاري گنبد مدرسه

درب مجلل تزئين شده با طلا و نقره

محراب با شكوه

منبر يك پارچه مرمري

حجره مخصوص شاه سلطان حسين

كاشيكاري بي نظير مدخل مدرسه

خطوط نستعليق كتيبه ها و پنجره هاي آلت بري شده

در ضلع شرقی خيابان چهارباغ بنای باشکوه و نفيسی است که می توان آن را آخرين بنای مهم و با عظمتی دانست که در عصر صفويان در اصفهان ساخته شد.

اين مدرسه که «مدرسه سلطانی» و «مدرسه مادر شاه» نيز ناميده می شده در زمان سلطنت شاه سلطان حسين آخرين حکمران سلسله صفوی احداث گرديد.

تاريخ شروع عمارت 1116 هجری قمری و سال اتمام آن 1126 هجری قمری است. هيچ يک از آثار موجود در اصفهان به اندازه مدرسه چهارباغ، (کلکسيون کاشيکاری ايران) جهانگردان و سياحان و بازديد کنندگان خارجی را تحت تأثير جاذبه های خود قرار نداده است.

اين مطلب را نوشته ها و خاطرات آنان تأييد می کند. بطوريکه برخی از آنها مدرسه را با عبارتی همچون سحر آميز، جذاب و دلپذير توصيف کرده اند.

از جمله اين سياحان: اوژن فلاندن، ديولافوا، کنت دوگوبينو هستند که مدرسه چهارباغ را شاهکار مسلم معماری دوران صفوی به حساب آورده اند.

وجه تسميه مدرسه به سلطانی به اين علت است که در زمان شاه سلطان حسين ساخته شده و بدين جهت مدرسه چهارباغ ناميده می شود که در خيابان چهارباغ واقع شده است. و دليل آنکه مدرسه مادر شاه گفته می شود اين است که مادر شاه سلطان حسين چند کاروانسرا و بازار و ساير نهادهای اقتصادی را وقف بر آن کرده است.

مدرسه چهارباغ به صورت چهار ايوانی است. نمای خارجی عمارت شامل سردری رفيع و با شکوه و زيبا است هفده طاق نمای دو طبقه آجری در اطراف در ورودی خودنمايی می کنند. سردر ساختمان مزين به کاشيهای ريز و ظريف همراه با مقرنس های پر نقش و نگار و خطوط مختلف است که بخش ورودی بنا را تشکيل می دهد.

کتيبه سردر به خط نستعليق سفيد بر زمينه کاشی لاجوردی است که تاريخ 1112 را بر خود دارد و به وسيله عبدالرحيم جزايری کتابت شده است.

دو دهانه سردر با کاشی های فيروزه ای تزئين شده و بر روی دو پايه سنگ مرمری، گلدانی به شکل بسيار زيبا قرار گرفته است در طرفين سر در دو سکوی مرمر بسيار نفيس و عالی وجود دارد.

در اصلی مدرسه که با طلا و نقره تزئين شده نمونه بارز هنر زرگری و قلمزنی است که در دوران صفويه به نهايت تعالی و تکامل رسيده است.

بر دو لنگه چپ و راست اين در به خط نستعليق بسيار زيبا و به صورت برجسته، اشعاری نوشته شده است. خطاط اين اشعار محمد صالح اصفهانی خوشنويس برجسته آن عصر است.

قسمت داخلی مدرسه شامل هشتی، ورودی، حيات داخلی، گنبد، مناره و اطاقهاست. زيباترين قسمت مدرسه از نظر کاشيکاری هشتی ورودی آن است.

در وسط دالان مدرسه سنگاب نفيسی قرار دارد که صلوات بر چهارده معصوم با تاريخ 1110 هجری بر روی آن حجاری شده است. اين سنگاب شاهکار هنر سنگتراشی و خوشنويسی است.

ايوان ها و حجره های صحن چهار ايوانه مدرسه رو به باغی پر درخت قرار دارد که جويباری از ميان آن می گذرد. اين نهر به نام فرشادی است (در اصفهان اين گونه نهرها را مادی می گويند).

مادی فرشادی شعبه ای از زاينده رود است. صحن مدرسه چهارباغ نمونه کامل يک معماری درون گرا و بومی به شمار می رود.

حجره هايی که در دو طبقه و در فواصل ايوان های مدرسه ساخته شده که اختصاص به سکونت طلاب علوم دينی داشته است. اکثر اين حجره ها دارای نقشه يکسانی است که از يک اتاق نشيمن در جلو و قسمتی به صورت صندوقخانه در عقب و قسمتی به نام بالا خانه تشکيل می شود. در جلوی اين حجره ها ايوان زيبا و خوش طرحی قرار دارد.

در جبهه شمالی مدرسه، ايوان شمالی با دهانه نسبتاً عريض و ارتفاع زياد قرار دارد. که در جبهه مقابل آن گنبد و مناره های ايوان جنوبی ديده می شود. کتيبه فوقانی داخل گنبد به خط عبدالرحيم جزايری خوش نويس عصر صفويه می باشد.

تمامی سطوح داخلی بنا به قطعات کوچکی تقسيم می شود که با کاشی تزئين شده است. منبر دوازده پله مدرسه که يکپارچه از سنگ مرمر ساخته شده از بهترين نمونه های هنر حجاری و سنگتراشی آن روزگار است. در کنار اين منبر، محراب نفيس و بسيار زيبای مدرسه قرار دارد که کتيبه بالای محراب و منبر نيز به خط عبدالرحيم جزايری است.

اشعاری که در اطراف سرسرای مدرسه به خط نستعليق بسيار زيبا به رنگ سفيد بر زمينه کاشی خشت لاجوردی نوشته شده به خط محمد صالح اصفهانی و مورخ به سال 1119 هجری است.

کتيبه افقی داخل گنبد نيز به خط عبدالرحيم جزايری و تاريخ 1121 هجری است.

شبستان مسقف مدرسه چهارباغ که در ضلع شرقی مدرسه واقع شده با درب منبت کاری بسيار نفيسی به محوطه زير گنبد مربوط می شود در اين شبستان سه محراب وجود دارد که کتيبه های اطراف آنها را محمد مؤمن الحسينی به سال 1118 هجری کتابت کرده است.

در شمال مدرسه چهارباغ بازارچه ای زيبا و مرتفع وجود دارد که در عصر صفويه بازارچه بلند و بازارچه شاهی نيز ناميده می شد. اين بازارچه نمونه ارزنده ای از بازارهای عصر صفوی است. در شرق مدرسه چهارباغ کاروانسرای مادر شاه واقع شده که مهمانسرای عباسی امروز است.

مدرسه چهارباغ دارای کتابخانه کم نظير و با ارزشی بوده که در حمله افغانها نابود شده است اين کتابخانه با کتب بسيار نفيس و کمياب در اختيار طلاب علوم دينی و ساير پژوهشگران و محققين آن روزگار بوده است.

مدرسه چهارباغ موقوفاتی بسيار نيز داشته است که شامل باغها، مزارع، روستاها، املاک، دکانها، کاروانسراها و ساير مستغلات بوده است که چگونگی آنها با حمله افغانها نامعلوم مانده است به طور کلی مدرسه چهارباغ که به قول بسياری از محققين هم مدرسه و هم مسجد بوده است، با 8500 متر مربع مساحت از آثار مهم و با ارزش عصر صفوی است که در اواخر حکومت اين خاندان در اصفهان ساخته شده است.

مدرسه چهارباغ اصفهان که پس از پيروزی انقلاب اسلامی «مدرسه علميه امام صادق (ع)» نامگذاری شد در حال حاضر به آموزش طلاب علوم دينی و حجره های آن نيز همانند عصر صفويه به اقامت طلاب اختصاص دارد

بسیارخرسندم که بهترین دوران جوانیم را دراین مدرسه گذرانده ام.

نوشته شده توسط یوسف در 19:41 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه ششم مرداد 1388

جوامع الجامع

 
   
 

تفسیر «جوامع الجامع» از تفاسیر ادبی و لغوی و نحوی قرآن مجید در قرن 6 هجری قمری و یکی از بهترین تفاسیر موخر شیعی است. نویسنده آن "شیخ طبرسی" صاحب تفسیر بزرگ مجمع البیان می باشد. طبرسی، بعد از مجمع البیان، 2 تفسیر دیگر نوشته که یکی از آنها «الکافی الشافی» و تفسیر دیگر، همین «جوامع الجامع» است.

معرفی اجمالی نویسنده
ابوعلی فضل بن حسن، ملقب به "امین الاسلام" یا "امین الدین" فقیه، محدث و مفسر بزرگ شیعه که در قرن ششم

هجری زندگی می کرد. بعضی اصلیت او را از طبرستان (مازندران) گفته و بعضی از محققین، «طبرس» را همین «تفرش» امروزه می دانند. سلسله خاندان و خویشاوندانش همه از بزرگان علم و اهل فضل و کمال بودند. فرزندش شیخ رضی الدین ابونصر حسن معروف به حسن بن فضل صاحب کتاب «مکارم الاخلاق» و نوه او "ابوالفضل علی بن حسن"، صاحب «مشکات الانوار» می باشند. طبرسی سال 523 هـ ق در سبزوار که از توابع خراسان بود اقامت کرد. او ظاهرا ایام جوانی را در مشهد (خراسان) به یادگیری علوم و معارف اسلامی پرداخته بود و بعدا در سبزوار به تعلیم و تربیت و تدریس مشغول شد و 25 سال آخر عمرش را آنجا گذراند. آن زمان، سبزوار، مرکز شیعیان بلوک بیهق بود. وی در بین علمای نامی، جایگاهی بسیار بزرگ دارد و کمتر کتاب مذهبی و به خصوص تفسیر قرآن است که از ذکر نام و آثار و افکار او، خالی باشد. مع الوصف، در نهایت تعجب باید گفت که شرح حال او به اختصار و اجمال بیان شده است. وی در تمام رشته علمی از ادبیات عرب تا حدیث و فقه و اصول و تفسیر و استاد مسلم بود. در علوم و حساب و جبر و مقابله نیز تبحر کافی داشت. اشعاری بسیار دارد که در زمان جوانی اش، آنرا انشاء کرده است. این شخصت بزرگ در شب عید قربان سال 548 هـ ق، از دنیا رحلت نمود. اساتید وی، همه از عالمان بزرگ شیعه و سنی بودند از جمله:
1- شیخ ابوعلی طوسی (فرزند برومند شیخ طوسی)
2- دانشمند نامی، ابوعبدالله جعفربن محمد دوریستی که از شاگردان شیخ مفید بوده است.
3- حاکم موفق بن عبدالله عارف نوغانی که از علمای عامه بود.

از شاگردان او نیز می توان:
1- قطب الدین راوندی
2- محمدبن علی بن شهرآشوب مازندرانی (فقیه و عالم عالیمقدار) را نام برد. شیخ تالیفات و تصنیفات گرانبها و زیادی داشت که تفسیر مجمع البیان و همین تفسیر جوامع الجامع از جمله آنهاست.

معرفی اجمالی کتاب
این تفسیر در چهار مجلد بزرگ به زبان عربی است و میان علما، معتبر و متداول و مشهور است. از نظر بلاغت و اختصار، سرشار از نکات علمی و فوائد بسیار و کشاف مبهمات است. در این تفسیر، مولف به مباحث نحوی، لغوی و بلاغی پرداخته و آرای نحویان بصره و کوفه را بررسی کرده و از امثال آن بهره برده است. مولف بعد از تالیف مجمع البیان، چون بر تفسیر کشاف زمخشری (عالم معروف اهل تسنن) اطلاع پیدا کرد، تفسیری دیگر بنام «الکاف الشاف» نوشت و بعد از آن بنا به خواهش و اصرار فرزندش "ابونصر حسن بن فضل" تفسیری مختصر و جامع فوائد تفسیر کبیرش و لطائف تفسیر کشاف، نوشت و نام آن را «جوامع» گذاشت. سن او در این زمان نگارش تفسیر، بیشتر از هفتاد سال بود. طول تدوین این تفسیر را، در 12 ماه به عدد ائمه معصومین شیخ طبرسی تصریح کرده یعنی از صفر 542 تا محرم 543 یازده ماه و 6 روز زمان برده است.

چاپ و نشر
- نسخه های متعددی از این تفسیر موجود است که قدیمی ترین آن به تاریخ ذیقعده 763 هـ ق، در مجلس شورای اسلامی است.
- چاپ سنگی آن در 1302 هـ ق و بعد در سال 1321 ق در تهران شد.
- چاپ آخر آن توسط انتشارات دانشگاه با مقدمه و تعلیقات آقای گرجی در سال 1347 شمسی در تهران انجام شد.
- یک نسخه خطی آن که تفسیر نصف اول قرآن و سه نسخه خطی دیگر که تفسیر تمام قرآن است در کتابخانه مدرسه عالی شهید مطهری تهران موجود است.

نوشته شده توسط یوسف در 19:59 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه بیست و چهارم شهریور 1387

ماه مبارک رمضان 87 کرمانشاه - اسلام آباد غرب - روستای ملخطاوی

الان درحال حاضر کناردوستم سجاد آفتابی واقع در روستای ملخطاوی از روستاهای اسلام آبادغرب - استان کرمانشاه می باشم . از جمله آثار باستانی شهر کرمانشاه طاقبستان و بیستون می باشد . حتماً از شهر کرمانشاه دیدن فرمایید.

کرمانشاه - طاقبستان

 

 

 

نوشته شده توسط یوسف در 14:46 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه سی ام تیر 1387

بیایم با طبیعت آشتی کنیم

 
نوشته شده توسط یوسف در 9:59 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه شانزدهم تیر 1387

زینبی دیدم چه زینب کاش مداحش بمیرد

 بالا
نوشته شده توسط یوسف در 18:0 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه شانزدهم تیر 1387

چند قطره ای از دریاری ادب

زیبایی ناپیداراست و فضیلت جاودانه.                   گوته

کلمات راچون ثروتت خرج کن                              لستنبرگ

سکوت بالاترین وسیله تحقیراست.                    چارلز

مادربایک دست گهواره وبادستی دیگرجهان راتکان میدهد   ناپلئون بناپارت

به جای اینکه چندین کتاب بخوانی کتابهای خود راچندین بار بخوان نصرالله نصراصفهانی

نوشته شده توسط یوسف در 17:49 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه شانزدهم تیر 1387

دشت لاله های واژگون

سفری بیاد ماندنی
نوشته شده توسط یوسف در 15:18 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه سیزدهم تیر 1387

زینت بابا

از فاطمه بر زن این گونه خطاب است 

  زیبنده ترین زینت زن حفظ حجاب است

نوشته شده توسط یوسف در 16:19 |  لینک ثابت   • 

جمعه هفتم تیر 1387

یابن الزهرا بیابیابیابیابیابیابیابیابیابیابیابیابیابیایبابیابیابیابیابیابیابیابیابیابیابیابیابیابیاب

منتظرم منتظرم                  تا فصل هم عهدی بیاد

با ذوالفقارحیدری                صاحبمون مهدی بیاد

ای باوفا ارباب من               مهربون مهربونا

پشت وپناه بی کسا           پهلون پهلونا

تاکه به نامت اقا جون          رفیق و آشنا شدم

ازهمه جا ازهمه کس          بریدم وجداشدم

زمزمه نام شما                   ا ی گل نازفاطمه

تموم دلخوشیم شده           ورد زبون قلبم

رشته مهرم آقا                    به خیمه توبسته ام

گرچه هزارن مرتبه                قلب تو را شکسته ام

خوب میدونی بدم ولی          قلبمو با صفا بکن

وقتی نمازشب می خونی     مولا منو دعا بکن

کی باشه درکنارمن              باشی و من کنارتو

قرارمن باشی و من               یاور بی قرار تو

ازکوچیکیم تابه حالا              عاشق و مجنون توام

لحظه به لحظه عمرم و          مرهون مدیون توام

کبوتر دل منو                       تو آشیانه داده ای   

به این شکسته بال و پر         تو آب و دونه داده ای 

شاید این جمعه بیاید شاید...

پرده از چهره گشاید شاید...

نوشته شده توسط یوسف در 7:0 |  لینک ثابت   •