شنبه نهم آبان 1388
قرار است به زودي به جاي سريال «افسانه جومونگ» كه در ايران بسيار پرطرفدار بوده، سريال «امپراتور بادها» پخش شود، بد نديديم كه به مطالبي درباره اين سريال بپردازيم تا شما پيشزمينهاي از اين مجموعه (كه بازيگر اصلي جومونگ، يعني «سونگ ايل گوك» در آن بازي ميكند)، داشته باشيد.
داستان مجموعه امپراتور بادها؛ شرح حال پسر يوري، نوه جومونگ ميباشد... امپراتور بادها سرگذشت نسل بعدي جومونگ را به تصوير ميكشد. اين سريال از جلوههاي ويژه و منحصر به فردي برخوردار است و بسيار قويتر از سريال جومونگ ساخته شده و به نظر ميآيد كه بسيار زيبا و ديدني باشد.
جومونگ نقاش
در «امپراتوري بادها» خواهيم ديد كه «موهيول» نوه جومونگ است كه نقش او را «سونگ ايل گوك» بازي ميكند، او در اين مجموعه كرهاي از پرنس يون نقاشي ميكند، در نگاه اول فكر ميكنيم كه يك نقاش حرفهاي اين پرتره را كشيده، اما عوامل ميدانند كه خود سونگ ايل گوك (جومونگ) آن را به تصوير كشيده! كارگردان اين مجموعه ميگويد: «اينكه اين نقاشي را سونگ ايل گوك كشيده، حقيقت دارد جالب اينكه او اين نقاشي را در اتومبيل كشيده است. من وقتي اين نقاشي را ديدم، تصميم گرفتم از آن در سريال استفاده كنم.» اين هم از تواناييهاي سونگ ايل گوك است او به جز مهارت در بازيگري، عكاس حرفهاي و نقاشي ماهر هم است.
خلاصه داستان
داستان سريال از بيست و سومين سال سلطنت يوري؛ پسر جومونگ شروع ميشود يوري براي مطيع كردن قبيله «گيسان» وارد جنگي با اين قبيله شده و موفق ميشود با پيروزي در اين جنگ، قبيله «گيسان» را مطيع خود سازد. در همين حال همسر يوري، پسري براي او به دنيا ميآورد. فرماندهان يوري بعد از اتمام جنگ به علت افزايش بيش از حد قدرت يوري نقشه قتل وي را ميكشند، اما شاه از اين توطئه جان سالم به در ميبرد، فرماندهان كه فكر ميكنند يوري مرده است به قصد تصرف پايتخت «گوگوريو» يا همان قلعه «گونگنا» به سمت اين شهر رهسپار ميشوند، سركرده گروه شورشيان، بعد از ورود به پايتخت، در محاصره يوري و افرادش قرار ميگيرد و كشته شده و شورشش خنثي ميشود. يوري بعد از اين اتفاق به قصد ديدن پسرش به ديدن ملكه ميرود، ولي متوجه ميشود كه «ساحره» پسر او را با خود به معبد برده است. يوري رهسپار معبد ميشود، ولي حرفهايي از دهان ساحره ميشنود كه چهار ستون بدنش را به لرزه درميآورد. ساحره به يوري ميگويد: پسرش با طالعي شوم بهدنيا آمده است، او به يوري ميگويد: شاهزاده تازه به دنيا آمده باعث مرگ والدين و برادران و پسر خويش ميشود و در نهايت گوگوريو را كه به دست جومونگ كبير بنا نهاده شده است به سرنگوني ميكشاند، ساحره به يوري ميگويد كه بايد پسرش را بكشد تا خدايان مانع اين اتفاقات شوم شوند، اما يوري از انجام اين كار سر باز ميزند در همين حال ساحره خود را ميكشد. يوري پسر را برميدارد و ميبرد، ولي بعد از چند روز عذابهاي الهي شروع به رخ دادن ميكنند، يوري تنها چارهاي كه پيش راه خود ميبيند، كشتن فرزندش است به همين خاطر تمام روساي قبايل مردم شهر را دعوت ميكند تا در حضور آنان پسرش را بكشد، يوري جلوي چشم همگان خنجر را داخل صندوقچه برنزي فرو ميكند و خون جاري ميشود همه فكرميكنند كه بچه مرده است و مردم آنجا را ترك ميكنند. پس از اين اتفاق يوري و چند نفر از افرادش كه باقي ماندهاند در صندوقچه را باز ميكند ولي معجزهاي رخ ميدهد، خنجر فقط باعث يك خراش جزيي شده يوري بچه را به شاهزاده «هه ميونگ» پسر بزرگش ميدهد و به او ميگويد: اسم اين بچه از اين به بعد «موهيول» خواهد بود چون او ديگر نه خوني در رگهايش جريان دارد ونه قلب تپندهاي در سينه، «هه ميونگ» بچه را به غارهاي «گيرين» در «جولبون» ميبرد، همان جايي كه جومونگ كبير در آنجا دفن شده است «هه ميونگ» بچه را به «هيه آپ» نامزد برادر مردهاش ميسپارد و به پايتخت برميگردد و بعد از بيست سال «موهيول» به نقاشي توانمند تبديل شده و بزرگ ميشود. آنچه كه خوانديد شنيدههاي افرادي بود كه اين مجموعه را قبلا در كشورهاي ديگر ديدهاند، داستان از جايي زيبا ميشود كه عدهاي ميخواهند شيشه مقدس جومونگ را بدزدند و اينجاست كه «موهيول» نوه جومونگ وارد عمل ميشود و...
عشق و رزم در اين سريال با قدرت باورنكردني به نمايش گذاشته شده و در طول سريال بيننده را به دنبال خودش ميكشاند.
پرنسس يون

در كرهجنوبي «چوي جونگ وون» بازيگر نقش پرنسس يون در امپراتوري بادها، محبوبتر از بازيگر نقش «سوسانو» است.او در سال 1981 در سئول به دنيا آمده و هماكنون 28 سال سن دارد، وي از 20 سالگي به بازيگري روي آورد و در سال 2006 دو جايزه ويژه را كسب كرد. در اين مجموعه او يك دختر جوان و باهوش در رشته داروسازي است (كمي نزديك به نقش بانو يانگوم در جواهري در قصر)... او در ادامه سريال با شاه ازدواج ميكند، او ميگويد: وقتي اين نقش را برعهده گرفتم، اضطراب داشتم ميخواستم بدانم، سرانجام آن، چه خواهد شد، گرچه مطمئن بودم در اين نقش بازي خوبي از خودم به نمايش خواهم گذاشت.
سرزمين باد
اين سريال در بعضي از نقاط مختلف دنيا با نام «سرزمين باد» به نمايش درآمد. ميگويند كل اين سريال در سه ماه مقابل دوربين رفته كه در نوع خودش يك ركورد محسوب ميشود.كارگردان اين مجموعه «گانك ايل سو» ميباشد و قسمتهاي عمده آن در كنار رودخانه زرد در چين مقابل دوربين رفته است.
درباره بازيگران
نام اين سريال The Kingdom of the winds ميباشد، در 36 قسمت توليد شده و شبكه سازنده آن «KBS2» ميباشد.
«سونگ ايل گوك» كه در افسانه جومونگ نقش جومونگ را بازي ميكرد در اين مجموعه نقش نوه او يعني موهيول (ده موسين) را ايفا ميكند. بازيگر نقش اول زن اين مجموعه برعهده «چوئه جونگ ون» است كه در نقش پرنس يون بازي ميكند و به نظر ميآيد كه نقش او از «سوسانو» پررنگتر باشد. «باك گون هيونگ» در نقش شاهزاده دوجين بازي ميكند و «جونگ جين يونگ» در نقش يوري بازي ميكند.
دوشنبه چهارم آبان 1388
مدرسه ای که باید از نو شناخت
موقعيت: خيابان چهارباغ عباسي
سال تاسيس: 1116 هجري (دوره شاه سلطان حسين صفوي)
آخرين بناي با شكوه عهد صفويه است كه براي تدريس و تعليم طلاب علوم ديني ساخته شده است.
درختهاي چنار كهنسال و نهر آبي كه در آن جريان دارد بر زيبايي تزئينات نفيس كاشيكاري اين بنا افزوده است.
قسمتهاي ديدني مدرسه عبارت است از:
معماري و طرح زيباي كاشيكاري گنبد مدرسه
درب مجلل تزئين شده با طلا و نقره
محراب با شكوه
منبر يك پارچه مرمري
حجره مخصوص شاه سلطان حسين
كاشيكاري بي نظير مدخل مدرسه
خطوط نستعليق كتيبه ها و پنجره هاي آلت بري شده
در ضلع شرقی خيابان چهارباغ بنای باشکوه و نفيسی است که می توان آن را آخرين بنای مهم و با عظمتی دانست که در عصر صفويان در اصفهان ساخته شد.
اين مدرسه که «مدرسه سلطانی» و «مدرسه مادر شاه» نيز ناميده می شده در زمان سلطنت شاه سلطان حسين آخرين حکمران سلسله صفوی احداث گرديد.
تاريخ شروع عمارت 1116 هجری قمری و سال اتمام آن 1126 هجری قمری است. هيچ يک از آثار موجود در اصفهان به اندازه مدرسه چهارباغ، (کلکسيون کاشيکاری ايران) جهانگردان و سياحان و بازديد کنندگان خارجی را تحت تأثير جاذبه های خود قرار نداده است.
اين مطلب را نوشته ها و خاطرات آنان تأييد می کند. بطوريکه برخی از آنها مدرسه را با عبارتی همچون سحر آميز، جذاب و دلپذير توصيف کرده اند.
از جمله اين سياحان: اوژن فلاندن، ديولافوا، کنت دوگوبينو هستند که مدرسه چهارباغ را شاهکار مسلم معماری دوران صفوی به حساب آورده اند.
وجه تسميه مدرسه به سلطانی به اين علت است که در زمان شاه سلطان حسين ساخته شده و بدين جهت مدرسه چهارباغ ناميده می شود که در خيابان چهارباغ واقع شده است. و دليل آنکه مدرسه مادر شاه گفته می شود اين است که مادر شاه سلطان حسين چند کاروانسرا و بازار و ساير نهادهای اقتصادی را وقف بر آن کرده است.
مدرسه چهارباغ به صورت چهار ايوانی است. نمای خارجی عمارت شامل سردری رفيع و با شکوه و زيبا است هفده طاق نمای دو طبقه آجری در اطراف در ورودی خودنمايی می کنند. سردر ساختمان مزين به کاشيهای ريز و ظريف همراه با مقرنس های پر نقش و نگار و خطوط مختلف است که بخش ورودی بنا را تشکيل می دهد.
کتيبه سردر به خط نستعليق سفيد بر زمينه کاشی لاجوردی است که تاريخ 1112 را بر خود دارد و به وسيله عبدالرحيم جزايری کتابت شده است.
دو دهانه سردر با کاشی های فيروزه ای تزئين شده و بر روی دو پايه سنگ مرمری، گلدانی به شکل بسيار زيبا قرار گرفته است در طرفين سر در دو سکوی مرمر بسيار نفيس و عالی وجود دارد.
در اصلی مدرسه که با طلا و نقره تزئين شده نمونه بارز هنر زرگری و قلمزنی است که در دوران صفويه به نهايت تعالی و تکامل رسيده است.
بر دو لنگه چپ و راست اين در به خط نستعليق بسيار زيبا و به صورت برجسته، اشعاری نوشته شده است. خطاط اين اشعار محمد صالح اصفهانی خوشنويس برجسته آن عصر است.
قسمت داخلی مدرسه شامل هشتی، ورودی، حيات داخلی، گنبد، مناره و اطاقهاست. زيباترين قسمت مدرسه از نظر کاشيکاری هشتی ورودی آن است.
در وسط دالان مدرسه سنگاب نفيسی قرار دارد که صلوات بر چهارده معصوم با تاريخ 1110 هجری بر روی آن حجاری شده است. اين سنگاب شاهکار هنر سنگتراشی و خوشنويسی است.
ايوان ها و حجره های صحن چهار ايوانه مدرسه رو به باغی پر درخت قرار دارد که جويباری از ميان آن می گذرد. اين نهر به نام فرشادی است (در اصفهان اين گونه نهرها را مادی می گويند).
مادی فرشادی شعبه ای از زاينده رود است. صحن مدرسه چهارباغ نمونه کامل يک معماری درون گرا و بومی به شمار می رود.
حجره هايی که در دو طبقه و در فواصل ايوان های مدرسه ساخته شده که اختصاص به سکونت طلاب علوم دينی داشته است. اکثر اين حجره ها دارای نقشه يکسانی است که از يک اتاق نشيمن در جلو و قسمتی به صورت صندوقخانه در عقب و قسمتی به نام بالا خانه تشکيل می شود. در جلوی اين حجره ها ايوان زيبا و خوش طرحی قرار دارد.
در جبهه شمالی مدرسه، ايوان شمالی با دهانه نسبتاً عريض و ارتفاع زياد قرار دارد. که در جبهه مقابل آن گنبد و مناره های ايوان جنوبی ديده می شود. کتيبه فوقانی داخل گنبد به خط عبدالرحيم جزايری خوش نويس عصر صفويه می باشد.
تمامی سطوح داخلی بنا به قطعات کوچکی تقسيم می شود که با کاشی تزئين شده است. منبر دوازده پله مدرسه که يکپارچه از سنگ مرمر ساخته شده از بهترين نمونه های هنر حجاری و سنگتراشی آن روزگار است. در کنار اين منبر، محراب نفيس و بسيار زيبای مدرسه قرار دارد که کتيبه بالای محراب و منبر نيز به خط عبدالرحيم جزايری است.
اشعاری که در اطراف سرسرای مدرسه به خط نستعليق بسيار زيبا به رنگ سفيد بر زمينه کاشی خشت لاجوردی نوشته شده به خط محمد صالح اصفهانی و مورخ به سال 1119 هجری است.
کتيبه افقی داخل گنبد نيز به خط عبدالرحيم جزايری و تاريخ 1121 هجری است.
شبستان مسقف مدرسه چهارباغ که در ضلع شرقی مدرسه واقع شده با درب منبت کاری بسيار نفيسی به محوطه زير گنبد مربوط می شود در اين شبستان سه محراب وجود دارد که کتيبه های اطراف آنها را محمد مؤمن الحسينی به سال 1118 هجری کتابت کرده است.
در شمال مدرسه چهارباغ بازارچه ای زيبا و مرتفع وجود دارد که در عصر صفويه بازارچه بلند و بازارچه شاهی نيز ناميده می شد. اين بازارچه نمونه ارزنده ای از بازارهای عصر صفوی است. در شرق مدرسه چهارباغ کاروانسرای مادر شاه واقع شده که مهمانسرای عباسی امروز است.
مدرسه چهارباغ دارای کتابخانه کم نظير و با ارزشی بوده که در حمله افغانها نابود شده است اين کتابخانه با کتب بسيار نفيس و کمياب در اختيار طلاب علوم دينی و ساير پژوهشگران و محققين آن روزگار بوده است.
مدرسه چهارباغ موقوفاتی بسيار نيز داشته است که شامل باغها، مزارع، روستاها، املاک، دکانها، کاروانسراها و ساير مستغلات بوده است که چگونگی آنها با حمله افغانها نامعلوم مانده است به طور کلی مدرسه چهارباغ که به قول بسياری از محققين هم مدرسه و هم مسجد بوده است، با 8500 متر مربع مساحت از آثار مهم و با ارزش عصر صفوی است که در اواخر حکومت اين خاندان در اصفهان ساخته شده است.
مدرسه چهارباغ اصفهان که پس از پيروزی انقلاب اسلامی «مدرسه علميه امام صادق (ع)» نامگذاری شد در حال حاضر به آموزش طلاب علوم دينی و حجره های آن نيز همانند عصر صفويه به اقامت طلاب اختصاص دارد



بسیارخرسندم که بهترین دوران جوانیم را دراین مدرسه گذرانده ام.
سه شنبه ششم مرداد 1388
|
یکشنبه بیست و چهارم شهریور 1387
ماه مبارک رمضان 87 کرمانشاه - اسلام آباد غرب - روستای ملخطاوی



یکشنبه شانزدهم تیر 1387
چند قطره ای از دریاری ادب
کلمات راچون ثروتت خرج کن لستنبرگ
سکوت بالاترین وسیله تحقیراست. چارلز
مادربایک دست گهواره وبادستی دیگرجهان راتکان میدهد ناپلئون بناپارت
به جای اینکه چندین کتاب بخوانی کتابهای خود راچندین بار بخوان نصرالله نصراصفهانی
پنجشنبه سیزدهم تیر 1387
حجاب
زیبنده ترین زینت زن حفظ حجاب است

جمعه هفتم تیر 1387
یابن الزهرا بیابیابیابیابیابیابیابیابیابیابیابیابیابیایبابیابیابیابیابیابیابیابیابیابیابیابیابیابیاب
با ذوالفقارحیدری صاحبمون مهدی بیاد
ای باوفا ارباب من مهربون مهربونا
پشت وپناه بی کسا پهلون پهلونا
تاکه به نامت اقا جون رفیق و آشنا شدم
ازهمه جا ازهمه کس بریدم وجداشدم
زمزمه نام شما ا ی گل نازفاطمه
تموم دلخوشیم شده ورد زبون قلبم
رشته مهرم آقا به خیمه توبسته ام
گرچه هزارن مرتبه قلب تو را شکسته ام
خوب میدونی بدم ولی قلبمو با صفا بکن
وقتی نمازشب می خونی مولا منو دعا بکن
کی باشه درکنارمن باشی و من کنارتو
قرارمن باشی و من یاور بی قرار تو
ازکوچیکیم تابه حالا عاشق و مجنون توام
لحظه به لحظه عمرم و مرهون مدیون توام
کبوتر دل منو تو آشیانه داده ای
به این شکسته بال و پر تو آب و دونه داده ای
شاید این جمعه بیاید شاید...
پرده از چهره گشاید شاید...


